تبليغاتX
ترشحات مغزی من
سی ام دی ، ساعت هشت صبح ...

احساس درد وحشتناک در سینه ام و دیگر هیچ چیز نمی فهمم ...

فردا وقتی بهوش می آیم خودم را در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان قلب می بینم . دیشب عمل شده ام و لوله هایی به بدنم متصل شده است ( وارد بدنم شده است ) .

روز بعد - انتقال به بیمارستان امام خمینی ...

روزی سه بار تزریق پتادین و مورفین ... درد وحشتناک است ...

یک هفته گذشته است و دوباره به اتاق عمل برده می شوم ، تزریق ماده بیهوشی به رگهایم و هیچ چیز نمی فهمم ...

بهوش آمده ام و دوباره درد و درد و درد و ...

یازده روز بیمارستان ...

الان هم چهارده روز است که استراحت مطلقم ... شب ها خوابم نمی برد و این درد امانم را بریده است ...

برایم دعا کنید ...

همین .

 

+ ترشح شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:51  توسط احسان | 
 
از اول
ترشح الکترونیک
آرشیو ترشحات
عناوین مطالب ترشح شده
عکس من

مترشحین دیگر
مانشت کوه
پا برهنه
روی جاده خودم
قمقمه
سیب زمینی داغ
علی هنرور
زنانگی
مترسک
خواب بزرگ
گرگ بیابان
وقت نوشتن
ویولون سل دیوانه
خط اول
حمایت از گربه های بی سرپرست
رهگذر شهر شب
باغ گمشده
روی جاده خودم
پیرامون
دکتر سعید طالب زاده - مردی برای دوست داشتن
خدایی که همین نزدیکیست
محیا
برای شما ، برای خودم
پاتوق ادبی
تولد یک مرگ
حرفای دخترونه
مطالب انگلیسی فارسی
آب های درخشان
سکوت مرگبار
بدون سانسور
سامان نامه
جاده ابريشم
يك ديوانه عاقل
راوي قصه
در برابر خدا
طعم گس خارك
برفك
كافه كتاب
روياهاي شكسته
نجوا
خانه دل
روياهاي من
دوباره همون ها
ترشحات پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
ترشحی دیگر
گندم نارس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM