عقیده دارم که باید دموکراسی را مانند یونانیان اختراع کرد و با آن زندگی کرد ، اما هر جا هم که دموکراسی موثر نبود باید شوکران را اختراع کرد . از طرفی میخواهم به هر چه که می خواهم برسم و این را عدالت و انصاف و تمام ظوابط حکم می کند ، اما اگر نتوانم خودم را نمی کشم بلکه یکی دیگر را می کشم . البته وقتی بیشتر فکر می کنم می بینم آنقدر در زندگی خوشبخت بوده ام که اگر گورستانی بخرم ، همه بمیرند . در زندگی نه هدفی دارم ، نه مسیری ، نه منظوری و نه حتی معنایی خاص ، اما شادم و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد . قبلا هم گفته ام که در زندگی ام به جز چهار نفر که دوستم هستند هیچ دوست دیگری ندارم و آن چهار نفر هم کسانی هستند که تابوتم را بلند می کنند ، امااگر آنها هم سکندری بخورند ، مرده شوی آنها را هم ببرند . سعی می کنم وقتی عاشق کسی می شوم برای همیشه دوستش داشته باشم اما شاید نه به اندازه نفر بعدی ، چون عشق خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه آدمهای معمولی است . اما اصل کلی این است که مردها اگر با مرلین مانرو هم ازدواج کنند ، باز هم با یک دختر زشت روی هم می ریزند ، هر چند مردی که استیک در خانه دارد ، به همبرگر بیرون گاز نمی زند . همین